روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

275

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

و نيز براى جامهء زيرين بما نيم تنهء بدن‌چسب از آن گونه كه تاتاران در سرما بتن مىكنند دادند . اين نيم تنه‌ها از پارچهء ابريشم دوخته مىشود با پوست آستر بر آن مىكشند و بگرد يقهء آن پوست دو سمور مياندازند . در همان حال بهر يك از ما يك كلاه دادند . سرانجام جبه‌اى محتوى 1500 سكهء نقره از آنها كه تنگه ناميده مىشود و هر يك دو ريال نقره ارزش دارد ( و مجموع آن مىشود هشتاد ليره ) بما عطا كردند آنگاه بار ديگر در برابر اعليحضرت حاضر شديم و ازو طبق معمول تشكر كرديم و مراتب اطاعت خويش را ابراز داشتيم . سپس وى ما را خطاب كرد و گفت كه فرداى آن روز به خدمت برسيم و بار ديگر با او سخن گوييم تا ما را مرخص كنند كه بهنگام بنزد ولينعمت خويش پادشاه اسپانيا كه مشمول مهر و محبت اوست و او را همچون پسر خويش ميداند بازگرديم .